دوشنبه دهم اردیبهشت 1386
میان خاطرات شب های همه تلخ از رهایی نوشتم
از غم های غرور از وسعت یک سکوت بی کلام
یک نگاه یک حرف یک غرور یک غروب
در میان تاریکی ها که ار تمام وجود می توان خفت
در میان اشک هایی که یک دریا به وسعت آن خیره مانده
موج های غریبی که بر ساحل احساس می کوبد اما بی کلام
یک نگاه به اوج آسمانی بی تو بی از غرور سرچشمه گرفتم
بی تو از حرف بی دریغ ماندم
از ته یک لیوان خالی که در آن دنیا خالی از پوچی بود
و زمین در وسعتش هیچ نداشت
بر در و دیوار بی شعر و کلام یک زمان بی معنی پوچ
ساعتی خاک خورده و پیر که در آن زمان هیچ رد پایی نداشت
ای حرف های مانده در گلو بگو چه می کنی
در این دفتر خاک خورده خالی از طلوع
| 10:9 : ▼♣ یــــــــــلدا ♣▲
دوشنبه دهم اردیبهشت 1386
زندگی یعنی
یک سال پرید
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی ها کم نیست
مثلا این خورشید
کودک پس فردا
کفتر آن هفته
یک نفر دیشب مرد
و هنوز نان گندم خوب است
و هنوز آب میریزد پایین
اسب ها می نوشند
قطره ها در جریان
برف بر دوش سکوت
و زمان روی ستون فقرات گل یاس
| 10:8 : ▼♣ یــــــــــلدا ♣▲
شنبه یازدهم فروردین 1386
يـــــــك عـــــــــمر:
مراعمري به دنبالت كشاندي سرانجامم به
خاكسترنشاندي
روبوديدي دفتردل راوافسوس
كه سطري هم ازاين دفترنخواندي گرفتم عاقبت دل برمن ات سوخت
پس ازمرگم سرشگي هم فشاندي
گذشت از من ولي اخرنگفتي كه بعدازمن به اميدكه ماندي
پايان
| 9:25 : ▼♣ یــــــــــلدا ♣▲
دوشنبه هفتم اسفند 1385
شبیــــــــــــه پــــــــرنده.
اهای توکه به خواب عمیق وسرد رفتی توکه قلباسبز موندی اگر چه زرد رفتی کنار خاطراتم
باتو همیشه خنده است طرحی که از تو دارم شبیه یک پرندست شب وروز پسش منی
تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی هرجا که باشی
خوبه روشن وبی غروبه غمی نداره تا هی به قلب تو بکوبه
تو اوج هر بی کسی همیشه سبز وزنده بدون دلواپسی پربزنه پرنده
| 15:33 : ▼♣ یــــــــــلدا ♣▲
دوشنبه هفتم اسفند 1385
تنــــــــــــها ترین...
تنها ترین من تنها نذار منو تنها سفر نکن
این دل شکسته ی از یاد رفته رو دیوونه تر نکن
چشمای خیس من این چشمه های غم دیوونه ی تو ان
ای رود مهربون از روز وصالمون چیزی بگو به من
با گریه های تو روزهای شادم از یاد می برم
اما چه فایده می ترسم عاقبت از یاد تو برم
کم گریه کن گلم من کم تحملم کم گریه کن گلم من کم تحملم
با چشمهای خیس این چشمه های غم با گریه ی زیاد با
خنده های کم انگار تا ابد با این بهونه ها جای من و تو
ان دیوونه خونه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
حرفی بزن گلم من کم تحملم با من بمون گلم من کم تحملم
| 15:31 : ▼♣ یــــــــــلدا ♣▲
دوشنبه هفتم اسفند 1385
خیـــــــــــــــانــــــــــــــت...
دلواپس وبیتابم باز امشبم بی خوابم ازت خبر ندارم و
تا خود صبح بیدارم حس خوبی ندارم چشمام همش به
ساعته می پرسم این چه حسیه یکی می گه
خیـــــــــــــــانـتـــــــــــــــــــــه
گوشی رو بردار تا صدات یه ذره ارومم کنه
این نفسای آخره دلم داره جون می کنه
همش دارم فکر می کنم دستای کی تو دستته
دارم میمیرم ای خدا فکر می کنم حقیقته
گوشی رو بردار تا صدات یه ذره آرومم کنه
گوشی رو بردار تا صدات یه ذره آرومم کنه
گوشی رو بردار تا صدات یه ذره آرومم کنه
| 15:29 : ▼♣ یــــــــــلدا ♣▲
یکشنبه ششم اسفند 1385
جــــــــــــزیـــــره ........
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجا قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا
یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی تو ی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد
واسه ی داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد از منو دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا
منو دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا
دیگه تو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
میرسه روزی که دیگه قعر دریا می شه خونم
اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم





تقدیم به جزیره ی عزیزم خواهر خوبم





| 1:57 : ▼♣ یــــــــــلدا ♣▲
یکشنبه ششم اسفند 1385
نمــــــــی ره از یادم...
نمی ره از یادم اون لحظه هایی که با تو بودم
آتش عشق تو دامن زد به تاروپودم
نمی ره از یادم اون لحظه هایی که با تو بودم
آتش عشق تو دامن زد به تاروپودم
وقتی که تو رو دیدم نگاهت کردم عاشقت شدم
تیر نگاهت خورد تو قلبم لرزید وجودم
نمی ره از یادم اون لحظه هایی که با تو بودم 
آتش عشق تو دامن زد به تارو پودم
می ریم به بیرون من وخود توفصل بهاره
می ریم تو باغ ها ومی کنیم گردش که گلزاره
نمی ره از یادم اون لحظه هایی که با تو بودم
آتش عشق تو دامن زد به تارو پودم
ای نازنینم ای مونس دلم امید جانم
فصل بهاره دشت لاله زاره نبر از یادم
نمی ره از یادم اون لحظه هایی که با تو بودم
آتش عشق تو دامن زد به تارو پودم
وقتی که تو رو دیدم نگاهت کردم عاشقت شدم
تیر نگاهت خورد تو قلبم لرزید وجودم
نمی ره از یادم اون لحظه هایی که با تو بودم 
آتش عشق تو دامن زد به تارو پودم
می ریم به بیرون من وخود توفصل بهاره
می ریم تو باغ ها ومی کنیم گردش که گلزاره
نمی ره از یادم اون لحظه هایی که با تو بودم
آتش عشق تو دامن زد به تارو پودم
ای نازنینم ای مونس دلم امید جانم 
فصل بهاره دشت لاله زاره نبر از یادم
نمی ره از یادم اون لحظه هایی که با تو بودم 
آتش عشق تو دامن زد به تارو پودم
| 0:3 : ▼♣ یــــــــــلدا ♣▲
شنبه پنجم اسفند 1385
ازم نخــــــــــواه .........
یه زخم کهنه روی بالم یه آسمون که چشم به راهم نیست
به غیر واژه ی غریبی چیزی تو ی ترانه هام نیست
حتی یه آینه پیش روم نیست که اسمم رو به یادم بیاره
تنهاترین مسافرشب هم تو خلوتم پا نمی زاره
ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی ازمن نمی دونی
اگه بگم راز دلم رو تو هم کنارم نمی مونی
دل من از نژاد عشقه از تو وترانه لبریز
یه دنیا غم تو صدامه مثل سکوت تلخ پاییز
من یه پرنده ی غریبم من از نژاد آسمونم
میون این همه ستاره من یه شهاب بی نشونم
ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی ازمن نمی دونی
اگه بگم راز دلم رو تو هم کنارم نمی مونی







..............................







| 23:58 : ▼♣ یــــــــــلدا ♣▲
شنبه پنجم اسفند 1385
دلـــــــــــــتنگ دلتــــــــــنگم
دلتنگ دلتنگم بیتاب بیتابم بیدار بیدارم
امشب نمی خوابم
از تو چه پنهون باز خواب تو رو دیدم
از ترس بیداری با گریه خندیدم
از تو چه پنهون باز پروانه دلگیره
امروز راهی شوفردا دیگه دیره
دلتنگ دلتنگم بیتاب بیتابم بیدار بیدارم
امشب نمی خوابم
بارون نمی باره تو این کویر درد
بانوی شبنم پوش به خونمون بر گرد
به خونمون برگرد بانوی بیداری
تو که گل خورشید و تو دامنت داری
خورشید و می بردن تو گریه می کردی
تعبیر خوابم شد اینکه تو بر گردی
دلتنگ دلتنگم بیتاب بیتابم بیدار بیدارم
امشب نمی خوابم
.................................
| 23:52 : ▼♣ یــــــــــلدا ♣▲